غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

172

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

جميله كه اثواب نفيسه در برداشت افسار اسب را گرفته بكنار آب برد و در آنحين سلطان بدان‌جا رسيد و آن عورت را بدآنصورت ديده پرسيده كه سبب چيست كه تو بدين جمال دلفريب و لباس پر زينت و زيب اسب به آب آورده جواب داد كه از ظلم بيداد تو و پادشاه از حقيقت اين سخن استفسار نمود و پس از وقوف بر كيفيت واقعه حكم فرمود كه من بعد هيچكس از لشگريان در خانه شهريان نزول ننمايد اكنون شما نيز اقتدا به آن پادشاه عادل نمائيد و بغور بيچارگان رسيد آن پير فقير هرچند از اين نوع سخنان بر زبان آورد هيچكس جوابش نداد و تا زمان فرخنده‌نشان غازان خان آن رسم محدث برنيافتاد القصه چون آن پادشاه مؤيد منصور بر وقايع مذكوره اطلاع يافت عنان توسن همت بصوب دفع آن بدعت معطوف گردانيده اول حكم فرمود كه جهة ايلچيان خاصه ايلخانى كه بمصلحت مهمات جهانبانى بسرعت آمد و شد مىنمايند در شوارع بزرگ در هرسه فرسخ يامخانه بنا نهند و در هريامى پانزده سر اسب فربه نگاهدارند و هرايلچى كه نشانى موشح بآلتون تمغا داشته باشد از آن يام‌خان‌ها الاغ دهند و الا فلا و يا مخانها را به عهده يكى از اعاظم امرا كرده در وجه اخراجات آن مواضع معموره تعيين فرمود و چون ضرورت بود كه امراء سرحد باعلام احوال ملك و مال ايلچى از آن شوارع بدرگاه سلطنت پناه فرستند هريك از آن نوئيان را چند كاغذ سفيد موشح بآلتون تمغا عنايت كرد تا بوقت احتياج‌نشان الاغ نويسند و مقرر ساخت كه هيچ ايلچى را زياده از چهار الاغ ندهند و فرمود كه اگر خبرى باشد كه در وصول آن تعجيل بيشتر بايد كرد در آن باب مكتوبى نوشته مهر كنند و بيامچى رسانند تا او بر اسب يام نشسته بيام خانه ديگر برد و از آنجا يامچى ديگر تاخته بيامخانه ديگر آورد تا آن مكتوب بپاى تخت رسد و چون اين حكم به عمل درآمد بتجربه معلوم شد كه يامچيان در شبانه روزى شصت فرسخ مسافت مىتازند و اخبارى كه در وصول آن غدقن بود در آن زمان بسه چهار روز از خراسان بتبريز ميرسيد و اگر ايلچى خود متوجه ميبود در كمتر از شش روز آن مسافت را قطع نمى توانست نمود و همچنين در هريامخانه دو پيك مقرر فرمود كه بعض اخبار را ايشان از يامخانه بيامخانه رسانند و آن پيكان در شبانه روزى سى فرسخ راه مىرفتند و چون يامخانها خاصهء ايلخانى بموجبى كه مسطور گشت ترتيب يافت غازان خان بابطال تمامى يامها فرمان فرمود و اموالى كه صرف آن ميشد بخزانهء عامره فرود آمد و همدران اوان يرليغ واجب الاذعان نافذ گشت كه به غير از نواب درگاه پادشاه هيچ آفريده به هيچ طرف ايلچى ارسال ندارد و اگر كسى بخلاف حكم عمل نمايد آن ايلچى را علفه و علوفه ندهند و چون به مقصد رسد او را مقيد و محبوس گردانند بعد از آن فرمان داد كه ايلچيان خاصه ايلخانى را بحسب تخمين مدت رفتن از خزانه عامره علوفه دهند تا در راه مزاحم رعايا نشوند و چيزى نطلبند و همدران ايام آن پادشاه جمشيد احتشام حكم فرمود كه در هرشهر ايلچى خانه ساخته در آن منزل فرش و اوانى و ساير ما يحتاج ترتيب نمايند و تا ديگر هيچ ايلچى در خانه رعيت فرود نيايد و ابواب تفرقه و تشويش بر روى فقرا نگشايد و بواسطه نفاذ اين احكام مطاعه عموم خلايق در مهاد آسايش و